کتابخانه در تبریز

امروز برای اولین بار به کتابخانه تربیت رفتم . کتابخانه بزرگیه اما نسبت به کتابخانه قبلی مشهد (رضا ) پر سروصدا و کمی بینظم است بطور کلی خیلی هم بد نیست میشه  اون آخرا نشست تا صدای کمتری شنید .

در مرکز شهر اطراف شهناز و شریعتی این بهترین کتابخونست .

بیشتر کتابخونه ها برای اقایان است . بچه ها میگن یک کتابخونه خوب هست توی ولیعصر از ما یکخوده

دوره . مردم تبریز خیلی خونگرمند ،

اونو یادتونه...(واسه برو بچ امام حسین )

یه وقتایی می اومد اون طرفا

بچه های مردمو میشوند تو یه جایی که اسمشو میذاشت کلاس...

میرفت تو کلاس یه چیزایی بلغور می کرد.... نمی دو نم می گف اینا درسه!

تکنو لوژیه ، زندگی الکترونیکو این جور چیزا دیگه...

بعضی ها خوابشون می برد..

بعضی ها همون اولین جلسه می گفتن اینا چیه؟

این دیگه کیه؟

بعضی هام (مثه صورتی) خاطر شریفتون هست ،ایشونو دیگه؟

تا آخرین جلسه..... نگم بقیشو....

خیلیهام گوش میدادن حرفاشو... هدیه آخرش می آوردنو... گفتن نداره ....

یکی نبود بهشون بگه ... شما دیگه چرا... واقعا چرا ؟؟؟

این جوجه که بهش می گین استااااااا....د

دست چپو راست نمیدونه که!!!!

تو راه راست نمی مونه که!!!

استاد می دونه چیه؟ کیه؟

استاد مقام داره .... راهی میره ،(میگن طولانیه) میشه استاد..و...

........................

آره این استاااااا.....دی که داشتم میگفتم :

گاهی باهاش چای می خوردین!!!

حرفایی می زدین!!! عصرایی که هوا گرفته بودو میگم!!!!

کدومتون اونو یادتونه؟؟؟